الشيخ محمد علي الگرامي القمي

21

تفكر (فارسى)

2 - عموم و خصوص من وجه . 3 - تساوى . 4 - تباين . اگر دو كلى مورد نظر ، همه جا با هم صدق كنند و هيچ‌گاه از يك‌ديگر جدا نباشند ، آن دو را متساويان مىگويند و نسبتشان تساوى مىباشد ؛ چون انسان و ناطق . و اگر يكى از آن دو بر همه‌ى افراد ديگرى صدق كند ، ليكن از طرف ديگر صدق به طور كلى بر افراد اولى نباشد ، دو كلى مزبور را عام و خاص مطلق و نسبتشان را عموم و خصوص مطلق مىگويند . چون فرش و موكت . و اگر هر يك از آن دو بر برخى افراد ديگرى صدق كند نه بر همه افراد آن ، نسبتشان عموم و خصوص من وجه مىباشد ، و آن دو را عام و خاص من وجه يا عامان من وجه مىگويند ؛ يعنى هر يك از آن دو از جهتى اعم از ديگرى مىباشد و از جهتى اخصّ از آن . مثل ديوار و سفيد كه برخى از ديوارها سفيدند نه همه و برخى سفيدها ديوارند نه همه . و اگر هيچ يك از آن دو بر هيچ يك از افراد ديگرى صدق نكند ، نسبتشان تباين و آن دو را متباينان مىخوانند . چون در و انسان . ( چند نكته ) 1 - پيش از اين گفتيم : هر مفهومى كه امكان صدق بر بيش از يك فرد نداشته باشد آن را جزئى مىناميم ، مانند حسن كه براى شخص خاص علم شده است . لازم است بگوييم جزئى يك معناى ديگر هم دارد و آن مفهومى كه اخص از مفهوم ديگر باشد ، هرچند خودش يك كلى باشد ، مثلًا انسان كه تحت حيوان داخل است به اين اصطلاح جزئى خوانده مىشود ، و براى امتيازش از معناى اول ، آن را جزئى اضافى مىگويند ؛ چنان‌كه معناى اول را جزئى حقيقى مىنامند .